هشت کتاب مجموعه اشعار سهراب
دود می خیزد خلوتگاه من
کس خبر که یابد از ویرانه ام
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان میرسد افسانه ام
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریا بی خبر
بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید
چشم می دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید