در قسمتی از این کتاب می خوانیم :آهنگر و معمار در حیاط خانه آهنگر در حال صحبت و چای خوردن بودند. بهار آمده بود و گل ها در حال شکوفه زدن بودند، و پرندگان آواز می خواندند ناگهان صدای کودکان بلند شد. پسر معمار با عصبانیت فریاد می زد: اون توپ را بده پسر آهنگر هم گفت: برای چه این کار را بکنم این خانه ماست و توپ هم مال ماست. پسر آهنگر نزدیک پدرش رفت و پسرش گفت…ادامه ذاستان را در پاساژ اینترنتی مارلیک شاپ دنبال کنید
کتاب این است انسان
تومان۲۱۰,۰۰۰
اسپیکر بلوتوثی قابل حمل تسکو مدل TS 2373
تومان۶۴۰,۰۰۰
0
نفر در حال مشاهده محصول هستند
کتاب حکایت های پندآموزشیخ بهایی
قیمت محصول
توضیحات محصول
اطلاعات محصول
توضیحات محصول
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب حکایت های پندآموزشیخ بهایی” لغو پاسخ

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.